تبلیغات
خون آشام ها - ادامه داستان
ومپایر ها رو جدی بگیریم

ادامه داستان

چهارشنبه 9 تیر 1389 14:24

نویسنده : bs sadaie

سلام دوستان

واقعا ببخشید این چند وقته ننوشتم . هم وقت امتحانا بود هم اینترنت نداشتم. شما هم که واقعا منو با نظراتتون شگفت زده کردید .این قدر نظر هاتتون زیاد بود نتونستم بخونم.

خوب بگذریم تا اونجا نوشته بودم که ویکی ومپایر شد و به خونه خودش رفت . استیفان هم رفت دم خونه ویکی اما ویکی اجازه نداد استیفان بهش کمک کنه. اون شب هالووین بود و مدرسه به این مناسبت پارتی گرفته بود. جیرمی و ویکی با هم تو مهمونی هم و میبینن.فیکی که هنوز کاملا تبدیل نشده بود ونیاز به خون داشت بدون اینکه خودش بخواد به جیرمی حمله میکنه .اما قبل از اینکه خونش رو بخوره الینا و استیفن میان و استیفن چون ویکی به الینا حمله کرده بوده ویکی رو میکشه .دیمنم مجبور میشه جسد ویکی رو تو یه قسممت دور افتاده ی جنگل دفن کنه. الینا هم سریع میره پیش جیرمی که میبینه حالش اصلا خوب نیست و از دیمن میخواد ذهنش رو از اون شب و هر چی که از ومپایر را میدونسته رو پاک کنه.و البته دیمنم این کار رو بخاطر خودشون میکنه .چون اگه کسی از واقعیت برادران سالواتور بو میبرد ممکن بود علیه ومپایر ها کاری بکنند. اون شب الینا با وجود علاقه یه ی شدیدی که به استیفن داشته از از استیفن میخواد که از پیشش بره.

استیفن با وجود اینکه نمی تونست از الینا جدا بشه تصمیم میگیره از شهر بره .اما دیمن موافقت نمیکنه.واستیفن مجبور میشه چند روزی از شهر نره تا بتونه دیمنو راضی کنه. اوشب یه ومپایر که بزودی به میستیک فالز اومده فکر میکنه الینا کاثرینه و یهش تو ماشین حمله میکنه الببته تو ای چند روز الینا و استیفن مجددا با هم دوست میشن و اون شب هم الینا داشته از خونه ی استیفن میومده  که یکی اون ومپایره بهش حمله میکنه.تا دو روز بعد نه دیمن نه استیفن نمی فهمن اون کی بوده تا دو شب بعدش که dance partyمدرسه ومپایره به الینا زنگ میزنه و میگه اگه تا 3minدیگه به سالن ناهار خوری نیای برادر کوچولوتو میکشم. وقتی الینا می خواسته بره نه دیمن و پیدا میکنه نه استیفنو . پس تنها میره که میبینه ومپایره داره میاد دنبالش مجبور میشه بره تو یکی از کلاسا که اونم میاد  به الینا حمله کنه  الینا هم تنها شی جوبی اونجا جند تا مداد بوده که الینا اونا رو میزنه تو شکم ومپایره.ومپایر سرعتش کم مسشه اما بازم ادامه میده. تا جایکه دیمن و اسیفن سر میرسن.ومپایره به استیفن حمله میکنه دیمنم برای استیفن یه صندلی رو مبشکونه برا استیفن پایشو میفرسته. استیفنم میزنه تو شکم ومپایره اما نزدبک قلبش که به زانو بیفته استیفن از ومپایره میپرسن چرا به الینا حمله کردی که اون میگهبرا تفریح من میدونستم اون کاثرینه اما به خودم میقبولوندم که اون الیناست و بجای کاثرینه عذابش میدادم استیفن عصبانی میشه و چوب و دوباره در میاره و به شکمش میزنه.این دفعه دیمن میپرسه کی تو رو ومپایر کرد و اونم جواب نمیده این دفعه دیمن به استیفن میگه که چوبو در راره دوباره به شکمش بزنه.استیفنم این کارو میکنه و ومپایره تنها جواب میده کتاب خاطرات جاناثان گیلبرت و استیفن اینبارم به امر دیمن چوبو در میاه و به قلبش میزنه.و ومپایره میمره.اما تا الان چند ومپایر تو شهر میتونست وجود داشته باشه؟ تا قبل از این ماجرا برادران سالواتور تنها ومپایر های این شهر بودند.   جوابش باشه برا بعدا الان دیگه خسته شدم.برا 1000000000000000بار نظز یادتون نره.

ادامه . . ..




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 تیر 1389 12:50